سینما حقیقت - آخرين عناوين نقد :: نسخه کامل http://www.irandocfest.ir/fa/14thFestival/naghd Sat, 08 May 2021 17:31:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/14festival/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سینما حقیقت http://www.irandocfest.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سینما حقیقت آزاد است. Sat, 08 May 2021 17:31:57 GMT نقد 60 یادداشتی بر مستند "ناخدا دریایی" به کارگردانی مازیار مشتاق گوهری http://www.irandocfest.ir/fa/review/8338/یادداشتی-مستند-ناخدا-دریایی-کارگردانی-مازیار-مشتاق-گوهری فيلم مستند" ناخدا دریایی " داستان یکی از سفرهای دور و دراز"عبدالقيوم بلوچ" معروف به      " ناخدا دریایی" را به تصوير مي كشد که براي صيد ماهي  به دریا‌های دور، در آب هاي نزديك  هند و سومالی و... سفر مي كند.سفري سخت و دشوار كه صد البته  با همراهي ملوان هاي جوان وسرزنده ي بلوچ براي او آسان مي شود و رنج دشواري هاي چنين سفري ، به لطف دوستي ها و همدلي هايشان به باد فراموشي سپرده مي شود. " مازيار مشتاق گوهري" سازنده ي مستند ناخدا دريايي ، با شكيبايي هرچه تمام ، با ناخدا دريايي و ملوان هايش،  نزديك به 70 شبانه روز، در سفري نه چندان ساده وايمن، همراه مي شود و در تمامي لحظه هاي كار وتلاش و زيست و خور وخواب و بيماري و همه ي اتفاق هاي  تلخ و شيريني كه براي آن ها رخ    مي دهد ، به عنوان شاهد عيني، دركنارشان است. ناخدا دريايي و گروه ملوان هاي جوان و كم شمار او، نمونه يي از صیادان بومي  بلوچستان هستند كه با استفاده از  لنج هاي  سنتي چوبي و نه چندان بزرگ خود ، به  سفرها ي دورو دراز دريايي مي روند و درسايه ي سعي و تلاش همين آدم هاي سختكوش است كه گفته مي شود،هرساله نزديك به۷۰ درصد از ماهی‌های صنعتی کشور تأمین مي شود. در فيلم با ارايه ي تصاويري زيبا از كار و تلاش همراهان ناخدا دريايي و روايت گوياي روزشمار يك سفر دريايي - با شمارش روزهاي سفر و شمار تورهايي كه به آب مي اندازند - مخاطب اين مستند با سرنشينان لنج ناخدا قيوم همسفر مي شود تا در همه ي لحظه هاي كار و استراحت آن ها و اتفاق هايي كه براي آنان رخ مي دهد ، خود را دركنار آنان ببيند. در ثبت لحظه هاي كار و زندگي آن ها ، دوربين به عنوان شاهد عيني ، حتي از پرت كردنِ يك بطري پلاستيكي آب معدني به دريا نيز ، غافل نمي شود و به مشكل بزرگ آلاينده هاي دريايي- از جمله زباله هايي  كه توسط همين لنج ها به دريا ريخته مي شود-  به  عنوان يك مقوله ي  زيست محيطي ياد مي كند. گذشته از اين ها، واكاوي روابط انساني ميان ناخدا و ملوان ها كه از نگاه عبدالقيوم ، درست مثل يك خانواده ي بزرگ ، دركنار هم زندگي مي كنند، نيز از نگاه فيلمساز دور نمي ماند. در طول فيلم، يك خط شبه داستاني نيز دركنار اصلي ترين اتفاق فيلم - يعني سفر دريايي قيوم وهمراهانش- درجريان است كه به مشكلات خانوادگي ناخدادريايي و طرح شكايت خانواده ي همسرش  در دادسراي عمومي چابهار، براي گرفتن حكم طلاق و دريافت نفقه ومهريه و... از عبدالقيوم مربوط مي شود. فيلمساز مي كوشد تا درطول يك سفر 70 روزه ، در باره ي اين مشكل جدي ناخدا دريايي نيز ، به مخاطب فيلم اطلاعاتي بدهد. در پايان يك سفر دشوار و پُرمخاطره ،اگرچه با تخليه ي ماهي هاي صيد شده در بندر، خستگي همه ي صيادان از تنشان به در مي رود، با اين همه، هنوز سايه ي نگراني هاي مربوط به همان مشكل خانوادگي و حكم جلب و پرداخت نفقه و مهريه و... را مي توان در چهره ي ناخدا دريايي آشكارا به تماشا نشست!    عزيزالله حاجي مشهدي     ]]> نقد Sat, 19 Dec 2020 10:26:30 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/review/8338/یادداشتی-مستند-ناخدا-دریایی-کارگردانی-مازیار-مشتاق-گوهری یادداشتی بر مستند «كَل فاطمه» به کارگردانی مهدي زمانپور كياسري http://www.irandocfest.ir/fa/review/8336/یادداشتی-مستند-ك-ل-فاطمه-کارگردانی-مهدي-زمانپور-كياسري مستند نيمه بلند "كَل فاطمه" ساخته مهدي زمانپور كياسري؛ زندگي زن روستايي ناشنوايي را محور قرار مي دهد كه يك تنه براي حمايت از فرزندانش و بسط مادرانگي از حركت باز نمي ايستد. كل فاطمه زني است كه در جاده روستايي زِروم با انجام كارهاي مختلف سعي مي كند افسار زندگي خود، دختر بيوه و دو پسر نوجوانش را به دست بگيرد. زني كه دخترش زهره را آيينه خود مي بيند و دغدغه پيدا كردن نوه اش را دارد كه شوهر سابق دختر به غريبه اي فروخته است. اين حمايت و تلاش وقتي اهميت پيدا مي كند كه با اتمسفر بومي منطقه و روابط و مناسبات محدود و تعريف شده مردمان محلي بيشتر آشنا مي شويم كه نه تنها طلاق زهره را برنتابيده اند بلكه او را طرد كرده اند. در واقع تنها پشتيباني مادر است امكان بازگشت او را به خانه امكانپذير كرده است. فيلمساز با محوريت دادن به كاراكتر محوري كه زني ناشنوا است و نريشن دلمشغولي هاي او كه با زيرنويس به مخاطب منتقل مي شود، ريسك جذابي كرده كه به واسطه سمپات بودن كاراكتر اين زن كه برخلاف محدوديت كلامي از شخصيتي محكم و پيشبرنده برخوردار است، جواب گرفته است. فصل هاي مختلف زندگي كل فاطمه با نقطه گذاري فصول مختلف سال طي روندي ساختارمند به تصوير درآمده؛ به گونه اي كه در عين پيگيري روال عادي كار و تلاش روزانه و فصلي، از نظمي دراماتيك برخوردار است كه به فيلم عمق و معناي بيشتري داده است. همراهي با دو پسر نوجوان اين زن يعني حسن و مهدي كه در رهايي طبيعت در حال رشد و تكامل هستند و دلمشغولي ها و شيطنت هاي كودكانه آنها به منزله هواي تازه اي هستند كه روح زندگي و جذابيت بكر مادرانگي اين زن را در روال گذر فصل ها بااهميت تر جلوه مي دهد. اين مادرانگي وقتي به بسط نهايي مي رسد كه كل فاطمه از اراده و تلاش براي يافتن نوه اش و آرام كردن دل زهره مي گويد و در نماي پاياني در حال شانه زدن گيسوان دخترش در سايه روشن نور چراغ نفتي بر ديوار كاهگلي خانه روستايي، تصوير اين مادرانگي نهادينه مي شود. فيلمساز كه در آثار قبلي خود نيز سراغ سوژه و مضاميني آشنا در جغرافيا و روابط و مناسبات مردماني رفته كه با آنها قرابت دارد، اين بار نيز برگ برنده اوليه خود را از برقراري ارتباط بي واسطه با اين خانواده و به طور خاص كل فاطمه مي گيرد. اين امتياز اوليه وقتي به بار مي نشيند كه مي بينيم كليت فيلم تبديل شده به گزارشي موجز و بي كم و كاست از تلاش هاي يك مادر براي نگهداري از فرزندانش و فراتر از آن، فاصله گرفتن از الگوي متداول انفعال زنانه كه همراهي با دخترش براي مستقل شدن و پيدا كردن فرزند گمشده اش را به همراه دارد. "كل فاطمه" مستندي است كه چهار فصل طبيعت زيباي منطقه را از پنجره كوچك خانه روستايي كل فاطمه به فراخناي نگاه حمايتگر اين مادر بسط مي دهد و مخاطب را به لايه هاي دروني اين زن كه چه بسا در بيان و توضيح خود با محدوديت مواجه است، نزديك مي كند تا مخاطب روح لطيف و مادرانه اش را لمس كند.   سحر عصرآزاد     ]]> نقد Sat, 19 Dec 2020 10:07:23 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/review/8336/یادداشتی-مستند-ك-ل-فاطمه-کارگردانی-مهدي-زمانپور-كياسري یادداشتی بر مستند « به جهت يادگاري » به کارگردانی سید محسن صفوی‌فر http://www.irandocfest.ir/fa/review/8176/یادداشتی-مستند-جهت-يادگاري-کارگردانی-سید-محسن-صفوی-فر مستند نيمه بلند "به جهت يادگاري" ساخته سيدمحسن صفوي فر؛ روايت تاريخي بكر خود از شهر اصفهان را بر اساس ديوارنويسي هاي قديمي پيش مي برد و به همين دليل واجد جذابيتي تازه و منحصر به فرد است. فيلمساز با تكيه بر ايده اي نو كه مبناي روايت از وضعيت شهري و مردمانش را در زمان حال، تصاوير دوربين هاي شهري قرار داده، خود را سوژه اوليه اين مستند براي طرح موضوع قرار مي دهد تا روي تصاوير خود از چشم دوربين دفتر كارش، اين پرسش را مطرح كند (چرا به دفتر آمدم؟) در ادامه با محوريت يافتن تصاوير دوربين هاي شهري از فيلمساز و گشت و گذارهاي او در شهري كه آن را بهشت ثاني و نصف جهان لقب داده اند، سمت و سوي نگاه خود را معطوف به روايت هاي كهن مردم از شهر و در واقع ديوارنويسي هاي باقيمانده بر اماكن تاريخي و قديمي مي كند. با اين ديدگاه هوشمندانه كه ديوارنويسي يا روايت بي واسطه مردم، واجد تصاوير متفاوتي از شهر و آدم هايش است، نگاه جستجوگر فيلمساز در بقعه شاه عباس صفوي به تاريخ نگاري از خلال ديوارنويسي پيوند مي خورد كه روايتي متفاوت از سقوط صفويه و سردرگمي و وحشت مردم به همراه دارد. ترجمان ديوارنوشته به نمونه اي از تاريخ خُرد؛ گوياي كاربردي بودن ايده اي است كه فيلمساز با دنبال كردن ديوارنويسي هاي مشابه در مسجد سيد اصفهان همراه با يك پژوهشگر تاريخي به كشفي جديد از آن مي رسد كه خوانشي متمايز از تاريخ 130 سال قبل اين شهر به همراه دارد. فيلم اين امتياز را دارد كه در ايده اوليه خود درجا نمي زند و به واسطه ديدگاهي بسط يافته، راه خود را به پشت نسخه نويسي كتب قديمي باز مي كند كه تنها يك نمونه آن به روايتي تراژيك از قحطي سال 1288 در اصفهان اشاره دارد و به شدت تكان دهنده است. در واقع كنار هم قرار گرفتن خطوط برآمده از ايده اصلي است كه اين مستند جذاب و كاربردي را تبديل به گامي متفاوت در جهت غبارروبي از تاريخ مي كند. تاريخي كه نياز به صيقل و بازخواني با تكيه بر روايت هايي ملموس تر از همان زمان دارد و چه مدركي مستدل تر از ديوارنوشته ها و يادداشت نويسي هايي كه با فاصله گرفتن از روايت فرمايشي مورخان، تصويري واقعي تر از زندگي گذشتگان و شرايط حاكم بر روابط و مناسبات آنها ارائه مي دهد. فيلمساز از غوطه وري در روايت تاريخي بكر هم فراتر رفته و اين چنين است كه تصاوير دوربين هاي شهري را به مثابه روايات شهري مدرن از شهر خود؛ اصفهان و به نوعي امتداد به روز شده همين روايت هاي مردمي قلمداد مي كند. خوانشي جديد از اين عنصر متداول در زندگي مدرن شهري كه مي تواند به شدت چالش برانگيز جلوه كند. وقتي فيلم در انتها به موقعيت اوليه و تصاوير ضبط شده توسط دوربين هاي دفتر كار فيلمساز بازمي گردد و همان پرسش اوليه مطرح مي شود، پاسخ نيمه تمام او به اين پرسش؛ (من نوشتم ...) است. جاي خالي كه مي تواند روايت ما از امروز و شرايط و وضعيتي باشد كه هيچگاه در روايت تاريخي آيندگان از امروز وجود نخواهد داشت. اين يك تلنگر به اهميت خاطره نگاري هر يك از ما از دوران و روزگاري است كه در آن به سر مي بريم؛ يك مسئوليت غير قابل اغماض.   سحر عصرآزاد     ]]> نقد Thu, 17 Dec 2020 11:43:07 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/review/8176/یادداشتی-مستند-جهت-يادگاري-کارگردانی-سید-محسن-صفوی-فر یادداشتی بر مستند " آق سو " به کارگردانی عبدالله عزيزي http://www.irandocfest.ir/fa/news/8165/یادداشتی-مستند-آق-سو-کارگردانی-عبدالله-عزيزي "آق سو" به کارگردانی "عبدالله عزیزی" ، به ثبت وضبط يكي از پديده هاي جامعه ي مدني يعني راي گيري و انتخابات  مي پردازد كه گاهي آشكارا، به شكل صوري آن ، بدون توجه به اهميت ماهوي  انجام  چنين كاري، اهميت بيش تري داده مي شود.  اين مستند با  نگاهي انتقادي ظريف و با رگه هايي از طنز پنهان، مي كوشد تا به اين تناقض آشكار اشاره داشته باشد. عزيزي به عنوان يك فيلمساز جوان از استان اردبیل، با ساخت اين مستند ، به خوبي نشان مي دهد كه در جريان يك اتنخابات فراگير و ملي ، با همه ي اهميتي كه دارد، چگونه بسياري از مسئولان و مجريان ، تنها به شكل ظاهري كار، فكر مي كنند ونسبت به بسياري از مسايل انساني و اجتماعي، از جمله شرايط زيستي و معيشتي راي دهندگان، در وضعيت خاص منطقه يي مثل آق سو در ناحيه كوهستاني آق داغ ، بي توجهي نشان مي دهند. يك گروه 16نفره از جوانان كه در ميان آن ها افراد تحصيل كرده و دانش آموخته ي دانشگاهي نيز ديده مي شود، با توجه به شرايط دشوار اقتصادي  كشور  و بيكاري ، داوطلب  مي شوند تا كار دشوارِ بردنِ صندوق راي به روستاي پرت و دور افتاده ي "آق سو" در منطقه  ي كوهستاني دامنه هاي كوه " آق داغ " را  كه در طول سال بيش از شش ماه، امكان دسترسي آسان به آنجا وجود ندارد، برعهده بگيرند. چرا كه همراهي با چنين گروهي ، براي برخي از آنان ،از كار دشوار كولبري، به مراتب آسان تر به نظر مي رسد. گروه براي بردن يك صندوق راي به روستاي آق سو، آماده ي حركت مي شود. در ابتدا، قرار است كه با استفاده از بالگرد آن ها را به منطقه ي مورد نظر برسانند، اما با توجه به دشواري هاي مختلف ،اين  هماهنگي ها  نه تنها به هنگام اعزام گروه به روستا بلكه در بازگشت آنان به شهرنيزبه دلايل مختلف، از جمله بدي شرايط آب و هوايي عملي نمي شود. وقتي مخاطب اين  فيلم مستند در مي يابد كه در صندوق راي شعبه ي 23 آق سو ، قرار است تنها سه خانوار 7 نفره ، راي خود را به صندوق بريزند، تازه متوجه مي شود كه اعزام يك گروه 16 نفره شبه كوهنوردي، در شرايط نامساعد آب و هوايي و از طريق راه هاي دشوار و سنگلاخي كوهستاني ، چه قدر مهم بوده و تا چه ميزان به حضور راي دهندگان به عنوان مشاركت كنندگان در يك جريان مهم اجتماعي ، اهميت داده مي شود. با اين همه ، در جريان فيلم، با فضايي از ارتباط ها و گفت وگو ها بين گروه حمل صندوق راي با مسئولان راي گيري رو به رو مي شويم  كه نشان مي دهد ، برگه هاي راي از خود راي دهندگان مهم تربه شمار مي آيند . وقتي يكي از جوانان روستاي آق سو ، با زباني كنايه آميز ضمن خوشامدگويي گرم  به گروه حمل صندوق راي، چيزي نزديك به اين مضمون به آن ها مي گويد كه: "خوب است انتخابات بهانه اي شده است كه به ياد ما آدم هاي فراموش شده هم بيافتيد!".... بار ديگر، اهميت برگه هاي راي در مقايسه با خود راي دهندگان براي مخاطب فيلم آشكارتر مي شود. آق سو ، با ثبت تصاوير زيباي زمستاني در مسيرهاي برفگير كوهستاني وتصاويري از عبور گروه از مسيرهاي آبي و  رودخانه ها  و گذرگاه هاي دشوار ،به فضاي يك مستند خبري نزديك مي شود و سازنده ي فيلم ،براي اثبات پيش فرض اوليه خود ، در بازگشت گروه،فيلم خود رابا تصاوير گويايي از گرفتن عكس يادگاري چند تن از مسئولان و دست اندركاران انتخابات ، با صندوق راي بازگشته از آق سو ، به پايان مي رساند!              عزيزالله حاجي مشهدي     ]]> نقد Thu, 17 Dec 2020 11:34:02 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/news/8165/یادداشتی-مستند-آق-سو-کارگردانی-عبدالله-عزيزي