سینما حقیقت - آخرين عناوين نقد مستند :: نسخه کامل http://www.irandocfest.ir/fa/seventh_festival/naghde_Mostanad Tue, 22 Sep 2020 12:05:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سینما حقیقت http://www.irandocfest.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سینما حقیقت آزاد است. Tue, 22 Sep 2020 12:05:56 GMT نقد مستند 60 گرگ، کلاغ، بزکوهی و دیگران http://www.irandocfest.ir/fa/news/924/گرگ-کلاغ-بزکوهی-دیگران هیچ می­دانستید که در فلات ایران، کلاغ­های نوک زرد و نوک سرخ با سر و صدا بزهای کوهی را از وجود خطر (مثلا حضورگرگ­ها) آگاه می­کنند و در مقابل ، بزهای کوهی هم به کلاغ­ها اجازه می­دهند که با استفاده از موهای­شان لانه درست ­کنند؟ ­و آیا می­دانستید که در همین منطقه، پرندگان با استفاده از گیاهان خوشبو که در حقیقت نوعی «حشره‏کش گیاهی» هستند، ضمن دورکردن حشره­های مزاحم، محیط لانه خود را ضدعفونی می­کنند؟ سفر به آمادای (فرشاد افشین­پور) «روایت» جذاب این شگفتی­هاست. آمادای (و نیز اَمَدانه و آمادانه) نام باستانی همدان است و افشین­پور و همکارانش سیمای طبیعی و زندگی بیش از سی گونه کم‌نظیر جانوری این استان (هدهد، سهره، چرخ ریسک، جغد شاخدار، عقاب طلایی، سنجاب زمینی، بز کوهی، گرگ خاکستری و...) را در ۶۰ دقیقه تصویر می­کنند. فیلم با تصویرهایی از زمستان منطقه آغاز می­شود و در یک چرخه زمانی، حیات جانوری این منطقه را در بهار پرهیاهو، تابستان داغ و خشک، پاییز هزار رنگ و زمستان جان­فرسا به نمایش می‏گذارد. در این میان، بدیع و زیبا بودن تصویرها نقطه قوت این مستند زیست محیطی است. فصل­های دیدنی مانند بازی و خواب زمستانی سنجاب­ها در حاشیه دریاچه شیرین­سو؛ چرخ­ریسکی که روزی هفتاد بار به جوجه­هایش غذا می‏دهد و لانه می­بافد؛ و هدهدی که با عقرب، جوجه­هایش را تغذیه می­کند در این فیلم کم نیست. امری که حاکی از آن است که کارگردان و گروهش در ضبط تصویرهای بسیار دشوارشان دقیق ، جسور و صبور بوده­اند و این البته ویژگی پرندگان سرزمین برف و آفتاب، مستند پیشین افشین­پور نیز بود. فصل­های­ فیلم گاه لحنی طنزآمیز به خود می­گیرند، مانند تلاش بی­ثمر گرگ جوان برای شکار لاک­پشت در حالی که صدای کشیده شدن دندان­هایش روی لاک سخت جانور شنیده می­شود و نیز بازی و شیطنت دو سنجاب­ که در نهایت منجر به سقوط آن دو در لانه­شان می­شود. این فصل­ها گاهی نیز هولناک و تراژیک می­شوند، مانند صحنه­ای که در آن جوجه عقاب بزرگ­تر، برادر یا خواهری را که تنها چند روزی از او جوان­تر است با بیرحمی تمام به قتل می­رساند و در همان حال صدای خوش طنین داوود نماینده (راوی فیلم) شنیده می­شود که با خونسردی تمام می­گوید: «آنها ذاتا قاتلند». هر چقدر که تصویرهای سفر به آمادای بکر و چشم­نوازند، فیلم در عوض، در زمینه بهره­گیری از کلام (نریشن) گاه بیش از اندازه افراط می­کند. به بیان دیگر، در صحنه­هایی که تصویرها به اندازه کافی گویا هستند، اصرار بر استفاده از صدای راوی، توضیح واضحات است و نتیجه­ آن هم چیزی جز کاسته شدن از تاثیرگذاریِ کنشِ آن صحنه نیست. مثلا صحنه زیبای غذا دادن شاهین مادر به جوجه­های گرسنه و پر سر و صدایش با این جمله­های طولانی همراه می­شود: «این­ها نمایش­هایی از اراده و تمایل به بقا و زندگی است که با چنگ و دندان حفظ می­شود. قدرت چیزی است که لازمه حیات در این­جاست، حتی برای شاهین­های تیزچنگال». حال آن که با حذف این جمله­ها نه تنها لطمه­ای به فیلم وارد نمی­شود، بلکه برعکس، تماشای جوجه شاهین­هایی که لقمه­های غذا را از دهان هم می­ربایند و شنیدن صدای جیغ آنها تاثیرگذارتر هم هست. اصرار نالازم و غیرضروری برای نریشن­نویسی با لحنی به اصطلاح فاخر در صحنه­های دیگر هم دیده می­شود. مثلا در صحنه­ای که نمایش­دهنده حرکت ابرها و افتادن سایه­شان روی کوه و دشت است و هر تماشاگر ناشی هم به سادگی مضمون گذشت زمان و تغییر فصل را درمی­یابد، صدای راوی اصرار دارد که «روزهای بهاری از پی هم می­آیند و می­روند و طبیعت از کوه­ها تا دشت­ها لحظه به لحظه چهره­ای متفاوت از خود به جا می­گذارد» و یا روی تصویر سفیدپوش و یخ­زده منطقه، راوی می­گوید: «آنگاه که سرما بر اریکه قدرت تکیه می­زند عصاره جان طبیعت به نقطه انجماد می­رسد» و هنگام بهار نیز اضافه می­کند: «آهنگ زندگی در دشت­ها و مرغزارها طنین­انداز می­شود و نبض حیات در رگ­های آمادای قدرت فزون­تری می­یابد». افشین­پور دست­کم به واسطه دو مستندی که از او دیده­ام نشان می­دهد که فیلمساز قابلی است. او ارزش تصویرهای کمیاب از دنیای اسرارآمیز حیوانات و اهمیت ثبت زاویه­های پنهان حیات وحش به عنوان مولفه­های بنیادی برای ساخت یک مستند زیست محیطی را می­داند. فقط کافی است که از یک سو به قدرت تصویرهایی که ثبت کرده و در اختیار دارد ایمان داشته باشد و از سوی دیگر هم تماشاگر را ناشی و ناآشنا فرض نکند. بدین­ترتیب هرگز با افزودن بیهوده کلام به تصویر دچار مشکل پر­گویی و شیر فهم کردن تماشاگر نخواهد شد.... و دو پیوست: ۱. در حالی که در فیلم جا به جا از موسیقی­های آشنا استفاده شده، چرا در تیتراژ پایانی به پدیدآورندگان آنها اشاره­ای نشده است؟ ۲. واژة «گاهاً» نادرست است. حیف است که صدای داوود نماینده با کاربرد واژگان غلط همراه شود.  *حمیدرضا مدقق ]]> نقد مستند Mon, 10 Aug 2015 08:43:43 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/news/924/گرگ-کلاغ-بزکوهی-دیگران همراز: ساخت «‌آقای بیکار» حکم خود درمانگری داشت http://www.irandocfest.ir/fa/news/913/همراز-ساخت-آقای-بیکار-حکم-خود-درمانگری به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی «سینماتجربی»، در ابتدای این نشست علی همراز درباره انگیزه‌هایش از ساخت این مستند گفت‌: در مقطع زمانی ساخت این فیلم (سال‌های ۹۱ و ۹۲) واقعا بیکار بودم و به همین دلیل روحیه خوبی نداشتم. همان‌طور که می‌دانید بیکاری یکی از مهم‌ترین معضلات جهان امروز است. ساخت این فیلم به نوعی برای من حکم خود درمانگری را پیدا کرده بود. نوعی فضای یاس و ناامیدی به‌واسطه بحران ناشی از تحریم‌های اقتصادی در برخی اقشار جامعه به ویژه جوانان بیکار وجود داشت که من کوشیدم این فضای رخوت را در «آقای بیکار» به تصویر بکشم. در ادامه، فکری ارشاد با اشاره به بازیگوشی‌ها و طنازی‌های فیلم و همچنین خط پررنگ روایتی در «آقای بیکار» این فیلم را واجد اطلاق عنوان «مستند محض» ندانست و گفت: به گمانم «آقای بیکار» را می‌توان در رده فیلم‌های مستند – داستانی طبقه‌بندی کرد، چرا که این بازیگوشی‌ها و همچنین خط روایتی فیلم آن را از شکل صرف مستند خارج کرده است. تهماسب صلح‌جو نیز ضمن تایید اینکه شاید نتوان «آقای بیکار» را مستند محض دانست، گفت: البته در سینمای امروز جهان، تقسیم‌بندی فیلم‌ها از شیوه کلاسیک خارج شده و با توجه به تحولات رخ داده در تئوری سینما، همه تقسیم‌بندی‌های کلیشه‌ای در مفهوم ژانر را هم باید به دست فراموشی بسپاریم. آقای بیکار هم یک فیلم شوخ و شنگ و طناز است که می‌کوشد با نگاهی مفرح به جهان و پدیده‌های اطراف خودش نگاه کند. صلح‌جو در ادامه افزود: از آنجا که خودم در دوره‌ای، در هیئت انتخاب و داوری جشنواره سینماحقیقت حضور داشتم، باید به مشکلی اشاره کنم که بیش و کم گریبانگیر مستند «آقای بیکار» هم شده است. معمولا در فرم ثبت‌نام و شرکت در جشنواره‌ها، متقاضی باید در سرفصلی نوع فیلم خود را مشخص کند و فیلمسازان همواره در این مورد دچار تردید و یا اشتباه می‌شوند که فیلم‌شان مستند است یا داستانی؟ من تصور می‌کنم علی همراز هم هنگام پر کردن فرم شرکت در جشنواره با این مشکل روبرو بوده که بالاخره فیلمش مستند است یا داستانی؟ البته این می‌تواند نقطه قوت فیلم هم باشد! علی همراز در پاسخ به مسائل مطرح شده گفت: همواره سعی می‌کنم در فیلم‌هایی که می‌سازم نوعی بازیگوشی و شیطنت را هم در فیلمم به کار ببرم. اساسا اگر نتوانم با مسائل شوخی کنم و نگاهی طنزآلود به دنیا داشته باشم، کنار آمدن با واقعیت و همین‌طور فیلم ساختن برایم مفهومش را از دست می‌دهد. هدف من از ساختن «آقای بیکار» در وهله اول این بوده که مخاطب سرگرم شود و با تماشای فیلم احساس سرخوشی کند. در نمایش‌های جشنواره‌ای فیلم هم با مخاطبان و همکاران پرشماری صحبت کرده‌ام و اغلب گفته‌اند که با تماشای این فیلم احساس سرخوشی پیدا کرده‌اند. از طرفی تعداد قابل توجهی از مخاطبان جوان فیلم، با شخصیت اصلی حاضر مقابل دوربین یعنی خود من، احساس همذات‌پنداری کرده و خود را روی پرده مشاهده کرده‌اند. به این معنا می‌خواستم بخشی از دغدغه‌های نسل جوان را در این فیلم به تصویر بکشم. سپس فکری ارشاد با اشاره به مقطع زمانی ساخت فیلم و تفاوتش با وضعیت فعلی گفت: «آقای بیکار» در سال‌های ۹۱ و ۹۲ ساخته شده که دوران اوج فشارهای اقتصادی وارد بر جامعه به واسطه تحریم‌ها بوده است. اکنون که فیلم به نمایش در می‌آید دوران تحریم به پایان رسیده و شرایط مقداری متفاوت شده است. از این منظر هم تماشای فیلم «‌آقای بیکار» می‌تواند به سندی تاریخی و اجتماعی از مقطعی از زندگی و جامعه ایران معاصر باشد. به هرحال به نظر می‌رسد شرایط کنونی می‌تواند به بهبود روحیه شخصیت فیلم و همچنین جوانانی که با او احساس همذات‌پنداری کرده‌اند، یاری برساند؛ اما از سویی فیلم را دارای تاریخ مصرف می‌کند. به این معنا که به مقطع زمانی خاصی اشاره می‌کند. همراز در پاسخ گفت: من این فیلم را ساختم تا سندی تصویری از دوره‌ای از زندگی‌ام باشد که به هرحال با زندگی و شرایط جامعه در ارتباط تنگاتنگ بوده است. من خوشحال می‌شوم که پنجاه یا صد سال دیگر (‌اگر هنوز نسخه ای از فیلم وجود داشته باشد) کسانی «آقای بیکار» را ببینند و به برخی از حقایق دوران ساخته شدن فیلم پی ببرند. صلح جو در پایان به لحن سرخوش فیلم، نه تنها در محتوا که در فرم اشاره کرد و گفت: شاهدیم که تدوین فیلم هم با بازیگوشی‌ها و شکستن قواعد و کلیشه‌های ذهنی مخاطب می‌کوشد این لحن سرخوش و طنزآلود فیلم را تقویت کند. نکته‌ای که در موسیقی متن فیلم هم به خوبی مشهود است. از مخاطبان تقاضا می‌کنم هنگام دیدن فیلم روی همه عوامل دخیل در شکل‌گیری یک فیلم تمرکز کنند و به طرایف و ریزه‌کاری‌هایی که فیلمساز در اثر گنجانده توجه داشته باشند. این گونه لذت فیلم دیدن افزایش می‌یابد. گفتنی است که برنامه نمایش فیلم‌های مستند و نقد و بررسی آن، عصر یکشنبه هر هفته در کانون فیلم «سینماحقیقت» مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به نشانی خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره ۱۵ برگزار می‌شود و حضور در آن برای همه علاقمندان آزاد و رایگان است. ]]> نقد مستند Mon, 03 Aug 2015 13:38:08 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/news/913/همراز-ساخت-آقای-بیکار-حکم-خود-درمانگری