سینما حقیقت - آخرين عناوين نقد :: نسخه کامل http://www.irandocfest.ir/fa/nine_festival/naghdha Tue, 24 Nov 2020 01:59:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سینما حقیقت http://www.irandocfest.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سینما حقیقت آزاد است. Tue, 24 Nov 2020 01:59:18 GMT نقد 60 ... و طبیعت ایران http://www.irandocfest.ir/fa/news/1998/طبیعت-ایران گونه مستند حیات وحش در نگاه عموم شاید نازل ترین و به عرف ترین گونه مستندی باشد که دیدن و ندیدن آن دیگر تفاوتی بر نمی انگیزد و تصاویرش پر شده است از حیوانات و جانوران و گیاهان و اتفاقات تکراری. اگر مجموعه مستند های بی بی سی در چند دهه گذشته همه را بر این می داشت تا در کشمکش جانوران در محیط زیست شرکت کنند و پای تلویزیون میخکوب شوند اما حالا و در چهارچوب تلویزیون این هیاهو برای دیدن طبیعت بکر رنگ باخته و کمی به تکرار گرویده است. به همین علت است که مستند حیات وحش در سالهای اخیر تحت تاثیر روایت های کلان تر و استفاده از تکنولوژی و فناوری و نیز تکنیک سه بعدی قرار گرفته تا آن تصویر تکراری را کنار بزند و واقعیت هایی از طبیعت ناشناخته را تصویر کند و در اصل این گونه مستند را از مدیوم تلویزیون به سوی مدیوم سینما سوق داده و بتواند همراه با جانداران در طبیعت قصه گویی کند. امپراتوری سنجاب ها تلاشی است در همین رویکرد. رویکردی که می خواهد از مدیوم تلویزیونی به مدیومی سینمایی تبدیل شود و تکنولوژی و روایت کلان تر به کمکش آمده است. نخستین وجهی که از این مستند فکر بیننده را به خود مشغول می کند مسئله تکنیکال فیلم است. بی شک می دانیم که تولید مستند حیات وحش به زمانی گاه یک سال تا پنج سال نیاز دارد و حال با دیدن مستند های خارجی از این دست و تحت تاثیر قرار گرفتن حربه های تکنیکی آن باید به این زمان دشوار استفاده درست و به روز شده در عرصه های تکنیکال را نیز در اثر گنجاند و مخاطب را با فیلم همراه کرد. می توان به جرات گفت امپراتوری سنجاب ها از نظر فنی کم و کاست و فاصله عجیب و غریبی با نمونه های درخشان سینما و تلویزیون جهان در گونه مستند حیات وحش ندارد.  فیلمبردار و کارگردان با بهره گیری از روایت کلی به جزئی از لانگ شات هایی بهره می برند که نخست وجه توریستی دارد و سپس ما را از یک کل قابل شناسایی به یک جزء غیر قابل شناسایی می رساند.  لانگ شات ها توسط دوربین های هوایی (هلی شات) انجام شده و بهره گرفتن کارگردان از آنها براساس قاعده ذکر شده بسیار مناسب و دقیق است که این بهره در زمان پرداخت به تک تک موجودات نیز دیده و کاربرد مفید خود را نشان می دهد. اما نمونه استفاده درست از تکنولوژی به همین بهره وری به ظاهر ساده ختم نمی شود بلکه کاشت دوربین های کوچک در آشیانه ها و موقعیت های حساس مانند داخل لانه سنجاب ها نیز تماشاگر را شگفت زده می کند و از نقشه راه درست تیم پژوهش و تیم تولید خبر می دهد. کاشت دوربین های مخفی در لانه های گوناگون بزنگاهی جذاب از تولد و کشمکش سنجاب ها به دست می دهد و خرده روایت تقابل سنجاب با خارپشت را یکی از جذاب ترین لحظات فیلم می کند، فصلی که توسط همین دوربین ها در لانه ای زیر زمینی روایت می شود. اهمیت فهم تکنیکال این مستند در دو نکته / نمونه دیگر نیز بروز می شود. نخست هماهنگی است که میان موسیقی و صحنه ها وجود دارد. این هماهنگی باعث بوجود آمدن ریتمی جذاب برای بیننده می شود که حاصلش دنبال کردن قدم به قدم روایتی است که کارگردان قصد شرح آن را دارد. هارمونی این دو با هم می تواند آن چیزی که در صحنه وجود ندارد اما باید رسانده شود، یعنی چیزی همانند حس ترس یا دلهره را بخوبی منتقل کند. نمونه دوم اهمیت تکنیکی در اثر نیز تدوین قابل قبول فیلم است. این نمونه در فصل گم شدن سنجاب بسیار خود نمایی می کند. جایی که سنجاب مورد نظر فیلم از خانه اش دور می ماند و به سفری تک نفره دست می زند که پر از خطر است و هیجان. تدوین این فصل به خوبی از عهده بوجود آوردن بار هیجان در اثر بر می آید و موفق می شود چیزی را که مستند تا آن لحظه نداشته یعنی درست کردن داستان توسط یک کاراکتر را بوجود آورد. این نمونه روایی در اثر به آثار همانند خارجی اش پهلو می زند. آثاری که برای بوجود آوردن جذابیت در روایت مستند حیات وحش حتی جانوارانی را سالها دنبال می کنند تا از تولد تا مرگ شان را مستند سازی کنند. در امپراتوری سنجاب ها اما یک مسئله / ویژگی تمامی عناصر مثبت و قابل فهم فوق را کمی خسته کننده می کند و آن ظرفیت زمانی اثر است که ارتباطی مستقیم با تکرار تصاویر و پرش های بیهوده روایی در داستان فیلم دارد. فیلم می تواند کوتاه تر شود و از تصاویر تکراری که حاصل ذوق زدگی است پرهیز کند اما با این حال در سالهای اخیر شاهد تصاویری از طبیعت دور و اطرافمان بودیم. طبیعتی که سالها بود نمی شناختیم. طبیعت ایران.    ]]> نقد Fri, 02 Dec 2016 13:56:11 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/news/1998/طبیعت-ایران تجربة بی نظیر«خود» و «دیگری» http://www.irandocfest.ir/fa/review/1594/تجربة-بی-نظیر-خود-دیگری . اغلب تصویرها از ساختاری تعلیق گونه و به شکلی انتقادی در قالب گزارش روایی در پی محکوم کردن این کنش مرگبار و پر از گناه و تقصیر هستند. شواهد به دو یا سه فیلمبردار خبری و روزنامه نگاران حادثه جو، امّا به شدت بشر دوست و انقلابی محدود می­شود. قلب تپنده این روایت هولناک به ماجرای کشته شدن مرحوم «خوسه کئوسه» فیلمبردار مستند جنگی خبری اسپانیایی تبار و شباهت فضای زندگی و خانواده­اش با «حمید بهمنی» فیلمبردار خبری مستند جنگی خبری ایرانی که بر اثر حضور در همین زمان در خاک عراق مجروح شد و بسیار ایثارگرایانه به راه تأمل و تعمق دربارة اقدامات مسلحانه آمریکاییان و جنایات شان ادامه داد، می پردازد. حادثه 11 سپتامبر و جریان بمباران ساختمان های تجارت جهانی و نقشه های از قبل کشیده شده آن به قدرت و ضعف افکار عمومی جهان و نقش بی بدیل رسانه ها و تحریف شان اشاره دارد که کارگردان در آغاز روایت به درستی به آن پرداخته است، اما به نظر می رسد که همواره می­توانست بسیار غایت­شناسانه­تر پرداخت شود. بدین معنا که فقط گزارشی از حادثه تکراری نباشد بل، به هرم موضوعی داستان و جنایت هولناک و ضد بشری آن دقیق و موجزتر و در قالب نگاهی معناشناسانه بپردازد. استخوان بندی روایت­ها به شدت واقع­گرایانه و مبتنی بر نگاهی هستی­شناسانه در چارچوب روایت­های پدیدارشناختی و تجربة بی­نظیر«خود» و «دیگری» استوار است. این نگاه بسیار ستودنی است، لیک بر استدلال­های کلامی بیشتر پایبند است تا شواهد تصویری( این وضعیت را می­توان در تلاش­ها و پیگیری­های آقای علیزاده و مادر خوسه مشاهده کرد). اینکه خوسه کئوسو و حمید بهمنی و دهها تن دیگر از خبرنگاران مستقل داخلی و خارجی به عنوان شاهدان صحنه های ضد انسانی و قربانیان تبعات اینگونه اقدام­های وحشیانة نظامیان آمریکایی هستند نکته­ای غیر قابل انکار و مهم­ترین فهم کلیدی فیلم است، ولی در روایت این داستان کافی نیست و لازم بود تا کارگردان به سرگذشت­های مشابه دیگر هم اشاره­هایی گذرا هرچند فشرده داشته باشد. البته باید اذعان کرد که شواهد تصویری اغلب نماها و صحنه­ها بسیار هولناک، اضطراب­آور، تکان دهنده و تا حد زیادی برانگیزاننده است و شاید که مخاطب را در چهارسوی حوادث غریب و ضد بشری به تأمل وا دارد لیک، بهتر بود اگر کارگردان به مواردی نظیر نسل­کُشی یا قوم­کُشی هم توجه می­کرد و از طریق اسناد و مدارک غنی­تر(که اغلب در بایگانی­های موزه تاریخ جهان موجود است) شدت جنایات جنگی را با مقایسه­های تصویری­تر بازمی­نمود. اینکه دوربین در شکل یک تماس تلفنی و قرار ملاقات یا سفر با یک فیلمبردار و خبرنگار حادثه­ای برای تمرکز بر چنین داستانی حضور داشته باشد، نقطة عطف خیلی خاصی در استحکام ­داستان به­حساب نمی­آید. روایت حمله های وحشیانه نظامیان آمریکایی­ به ساختمان­های تلویزیون الجزیزه، سپس ابوظبی و بعد از آن هتل فلسطین از جمله ارزش­های هنری گزارش­های مصداقی و بارز است که فیلم را به شدت معنا خواه و جهانی­نگر می­نمایاند و نقش خبرنگاران، گزارشگران، فیلمبرداران صحنه­های جنگ را با محوری­شدن نقش رسانه­ها و وارونه جلوه دادن آن برجسته می­سازد. بخشی از پیام فیلم به جنایت­های بشری از پیش طراحی شده­ی نظامیان آمریکایی و نحوه استفاده آنها از ابزارهای جنگی در عراق و واکنش­های آن از زبان خبرنگاران و کارشناسان اسپانیایی، دیدگاه و روایت­های آنها از عملکرد آمریکایی­ها اختصاص دارد که تا حد مورد توجهی روایت فیلم را اثرگذار کرده است. صحنه­های بسیار موثر ارتباط شفاهی و غیر حضوری مادر خوسه با برادر خوسه و نقش دفاعی او اخلاق گرایانه و همدلانه طرح می شود و اغلب نوعی از ارتباطات عاطفی و احساس برانگیز را به جهان ذهنی می­کشاند که فراخوانی مخاطب به دنیای نیازجویانة انسان­های همگرا در سرنوشت­های یکسان زندگی است. ماجرای زندگی دلیرمردانی همچون خوسه کئوسه و حمید بهمنی روایتی جانسوز از راز­برداری­های حقیقت وار جهان بودن و نبودن است که کارگردان فیلم به خوبی آنها را گزارش می­کند و به نظر می­رسد اگر در کنار این روایت کارشناسان جامعه­شناسی، روانشناسی یا ارتباطات­رسانه­ای حضور می­داشتند فیلم از پرداخت و تأثیر دیگری برخوردار بود. نمای پایانی فیلم که مملو از پرندگان آزادی­خواه است به فیلم معنای شجاعانه­ای داده است و ما را به این تأمل می­رساند که زندگی حقیقی همواره جریان دارد! عضو انجمن منتقدان و نویسندگان خانه سینما     ]]> نقد Sat, 19 Dec 2015 10:32:51 GMT http://www.irandocfest.ir/fa/review/1594/تجربة-بی-نظیر-خود-دیگری