سینما حقیقت 27 آذر 1399 ساعت 17:37 http://www.irandocfest.ir/fa/review/8208/یادداشتی-مستند-هميشه-شب-روز-کارگردانی-ساخته-ي-ياسر-خبير -------------------------------------------------- عنوان : یادداشتی بر مستند "هميشه شب ، هميشه روز" به کارگردانی ساخته ي ياسر خبير -------------------------------------------------- متن : "ياسر خير "كارگردان فيلم مستند "هميشه شب ،هميشه روز"، با استفاده از روايتي مستقيم و بي حاشيه از زبان شخصيت محوري فيلم ،مي كوشد تا به كار و زندگي يك جانباز جنگ هشت ساله چنان نزديك شود كه بتواند به مدد برخي عكس هاي پريده رنگ از سال هاي سخت جنگ تحميلي ، تصويري واقع نما ارايه دهد. عكس هايي كه امروز ، با گذشت بيش از سه دهه ، براي شناسايي دقيق چهره برخي از همرزمان جبهه (در منطقه ي فاو عراق ، كارخانه ي نمك و هفت تپه و....) بايداز ذرّه بين درشت نما كمك گرفت تا مرور خاطره هاي تلخ و شيرين دوران سربازي و جنگ براي او آسان تر شود. فيلم "هميشه شب ، هميشه روز" به قالب يك " مستند چهره نگار" نزديك مي شود و در لايه هاي زيرين خود از برخي شوخ طبعي ها و شيريني ها - مثل سربازي رفتن كسي در سن وسالي كه صاحب چهار فرزند است و همه ي شب ها و روزهايش با دغدغه و دلواپسي دوري از زن وفرزندانش مي گذرد ! به خوبي سود مي برد تا با چنين تمهيدي بتواند اندكي از تلخي هاي درونمايه ي اثر كم كند.كارگردان مي كوشد تا از دلشوره ها و سر درگمي ها و گُم گشتگي هاي يك جانباز جنگ، تصويري گويا ارايه دهد.واگويه هاي ذهني رزمنده ي جانباز از همان آغاز فيلم و تكرار دوباره ي آن ها پيش از عنوان بندي پاياني ، به خوبي نشان مي دهد كه حال وهواي نه چندان مناسب جسمي و روحي وي همچنان ادامه دارد. به ويژه كه در جايي از فيلم مي گويد كه هنوزهم گاهي خواب جنگ را مي بيند! گلايه ها ي همسرش از بدخُلقي ها و تلخي ها و از اعصاب خُرد و خراب شوهرش و آرزو ي در كنار هم بودن شان مثل دوتا رفيق ، به روشني نشان مي دهد كه همه ي اين كژتابي ها و بدخُلقي ها ي ناخواسته، يادگار تلخِ سال هاي جنگ است. استفاده از برخي نماهاي نمادين مثل ورود به تونلي در مسير راه آهن شمال و بُرش بي درنگ آن با نماهايي از يك آزمايش اندسكُپي همرا با ناله ودرد ، به معناي نمادين عنوان فيلم اشاره دارد و به خوبي نشان مي دهد كه شخصيت محوري اين مستند چهره نگار، ناخواسته، رفتارهايي غير متعارف دارد . مستندساز ، براي رسيدن به طرحي مناسب كه بتواند به فيلم خود جذابيتي ببخشد، از بستر سازي مناسب فيلم هاي مستند- داستاني بهره مي گيرد و با استفاده از خاطره ي شيرين امانت دادن ساعت مچي موردعلاقه اش به دوست دوره ي سربازي اش ، بهانه يي براي پيداكردنِ او پيدا مي كند. نكته ي مثبت شخصيت پردازي فيلم در اين است كه از رزمنده ي جانباز فيلم ، با وجود همه ي رنج هايي كه به خاطر تركش هايي كه در بدن دارد، مي كشد ، هرگز چهره يي مُنفعل ، درمانده و شِكوه گر ارايه نمي دهد . به همين روي در جاي جاي فيلم، با تصويري ازيك آدم پُرتلاش وخستگي ناپذير و همه فن حريف رو به رو مي شويم كه در كارهاي بنايي، كشاورزي ، مكانيكي و تعمير ماشين و... حرفه يي عمل مي كند.به هم رسيدن دوستان دوران سربازي ( شعبانعلي و نعمت الله و...) از لحظه هاي شيرين فيلم است كه با پس دادن چراغ قوه و يادگاري گرفتن گوشي تلفن همراه ، پس گرفتن ساعت مچي دوران سربازي اش نيز ديگر اهميتي ندارد! فيلم مي كوشد تا مثل خود "زندگي"، آميزه يي مناسب از تلخي ها و شيريني ها را در خود جاي دهد و با پرهيز ازهرگونه شعارزدگي يا مخاف خواني، تصويري باور پذير از چهره ي يك جانباز جنگ ارايه دهد. عزيز الله حاجي مشهدي