سینما حقیقت 23 آذر 1397 ساعت 14:15 http://www.irandocfest.ir/fa/review/3969/نقدی-مستند-قارشلق-کارگردانی-رضا-غلامی-مطلق -------------------------------------------------- عنوان : نقدی بر مستند «قارشلق» به کارگردانی رضا غلامی مطلق -------------------------------------------------- فقدان ساختار یک سنت در نمایش آن متن : قارشِلِق داستان سنتی در بخشی از قوم ترکمن است که کودکان را از سن خردسالی به ازدواج یکدیگر در می آورند. خانواده ای دخترش را به پسر خانواده ای دیگر می دهد و در مقابل پسر آن خانواده باید با دختر آنها ازدواج کند آنهم از سن 6-7 سالگی. فیلم نمایش نابود شدن زندگی دو انسان و یک خانواده در این سنت است. فیلم با تعقیب یک مورد و یک خانواده، موفق می شود تصویری نسبتاً گویا از نتایج این سنت را به تصویر بکشد. همچنین در آشناسازی و شخصیت پردازی نیز فیلم بسیار موفق است. علیرضا شخصیت اصلی فیلم با پذیرا بودن و گشادگی در برابر دوربین خیلی زود برای مخاطب خودی می شود و تعقیب احوالات خود او از عناصر جذاب فیلم می گردد. قارشلق نشان می دهد که متولیان سنتها و باورهای مردم در آن منطقه نیز نمی توانند این سنت را از آن جامعه پاک کنند. فیلم همچنین موفق می شود در لابلای تصاویر خود خمودگی و افسردگی جامعه ای که دچار چنین وضعیتی است را تصویر کند و گویی همانطور که در شخصیت اصلی فیلم می بینیم حتی گذر کردن و دوری از آن جامعه نیز نمی تواند به تمامی این سنت را تعدیل و اصلاح کند. اما آنچه در این اثر به مانند اغلب مستندهای اینگونه می بینیم فقدان استراتژی و ساختار سازی برای اثر است. قارشلق به سبب همین بی ساختاری در نهایت به سبب تعقیب صرف سوژه به ساختاری ساده رسیده است. خود شخصیت محور بودن و سادگی این شخصیت محوری سبب شده روند فیلم در اغلب دقایق روان و بی سکته باشد. اما از دیگر سو ساختار فیلم و استراتژی در تعقیب ماجرا اغلب به شکلی غریزی پیش رفته. غریزی به این معنا که اساساً برای پیگیری سوژه، دوربین، و رویکردی که ماجرا را تعقیب می کند فیلم طرح پیشینی ندارد بلکه تنها شخصیت را تعقیب می کند و روند تعقیب او به فیلم ساختار می بخشد. این تعقیب نه فقط در سطح موضوع بلکه در ساختار هم تأثیر دارد به این معنا که دوربین هیچگاه نمای کلی یا جغرافیای مشخصی را تعریف نمی کند. شخصیت در هر نقطه ای که حضور دارد دوربین در آن نقطه ساکن می شود و هیچگاه محیط و جغرافیا را معرفی نمی کند. در عین حال سماجت یک مستندساز در تعقیب سوژه هایی این چنینی در فیلم نمایان نیست. گویی مستند ساز با هر مقاوتی پا پس می کشد و برای باز کردن ابعاد مختلف ماجرا اصراری ندارد. قارشلق به مانند بسیاری از مستندهای هم سطح خود گویا به طرح موضوع قانع است. تنها سوژه نابش را بیان می کند و در نهایت آن سوژه را در انزوای خود رها می سازد. به طور قطع حضور سنتی چنین عقب افتاده در یک جامعه آن هم تا امروز ابعادی وسیع تر از یک فرد دارد، آنچه سنت را حفظ می کند زنجیره ناگسستنی زیست در آن محیطی است که آن سنت در آن واقع شده، مشکل فیلم رضا غلامی مطلق این است که این زنجیره ساخت سنت در فیلمش وجود ندارد و به همین علت سنت بیشتر از آنکه با ساختارش نمایان شود تنها نتایجش در یک زندگی تصویر می شود و در نهایت با یک پایان شبه خوش نیز ماجرا ختم می شود. علیرضا نراقی