سینما حقیقت 21 آذر 1397 ساعت 7:22 http://www.irandocfest.ir/fa/review/3868/نقدی-مستند-خور-کرانه-کویر-نمک-کارگردانی-مهدی-باقری -------------------------------------------------- عنوان : نقدی بر مستند " خور، بر کرانه کویر نمک " به کارگردانی مهدی باقری -------------------------------------------------- برکرانة خشکی متن : شاید جذابیت های یک اثر مستند در حد و اندازه های یک اثر سینمایی داستانگو نباشد و اصولاً مخاطبان آثار مستند، چنین انتظاری از آن ها ندارند. با این همه به نظر می رسد که یک اثر مستند مانند هر اثر هنری دیگری به مخاطبانش وابسته است. بنابراین به نظر می رسد که تهیة یک اثر مستند، فارغ از مستنداتی که در آن ارائه می شود، به گونه ای است که رعایت استانداردهای حداقل در آن می تواند تا حدی تضمین کنندة عرضة موفق اثر به بازارهای بین المللی باشد. شاید بر خلاف آثار داستانی که مباحث بومی و ملی هر کشوری با واسطه به مخاطبان مختلف عرضه می شود و برقراری ارتباط با این آثار مختصات خاص خودش را دارد، اما گویا این یکی از ارکان سینمای مستند است که بتواند بر روی ارزش های بوم شناختی تأکید بیش تری داشته باشد. به نظر می رسد تهیه کننده و کارگردان خور... به این مورد اخیر توجه ویژه ای داشته اند و سعی شان بر ارائة چشم اندازی جامع از مکانی است که با وجود کمبود آب، مایة حیات، ساکنانش تلاش کرده اند که به حیاتشان ادامه بدهند. گوناگونی فضاهای زیستی و حیات مادی ساکنان این منطقه باعث شده تا فیلم تلاش داشته باشد تمامی این فضاها را پوشش دهد که این از یک دستی فیلم کاسته است. فیلم، در ابتدا سراغ استاد محمد شایگان می رود که از شاعران بومی آن دیار است که در ادامه بخش هایی از شعرهای او را فرزندش می خواند که روی تصاویر مختلفی از فیلم دیده می شوند. سپس نقبی به مسألة کمبود آب می زند که یکی از مسائل عمدة مردمان خطة خور و بیابانک است. و بعد با استفاده از گفتار مردم بومی و نشان دادن صحنه هایی از استحمام مردم در خزینه ها و حفر قنات، که همراه با نمایش صحنه هایی از فیلم های 8 میلی متری از آرشیوهای خصوصی است، هرچه بیش تر مضامین فیلم گسترده می شود. سپس مسألة دیگری به موضوع عمدة فیلم، در لحظات آتی بدل می شود که سفر آلفونس گابریل و اصرار وی برای همراه بردن آقای شیبانی به اطریش و نقل خاطرات این ساکن قدیمی منطقه است که اگر چه به خودی خود می تواند برای مخاطبان جذابیت داشته باشد اما با بافت کلی فیلم همخوانی ندارد. حضور تهیه کنندة فیلم در بخش هایی که خود وی درمورد سفر آلفونس ساخته نیز در این بخش به نمایش در می آید. در ادامه، فیلم سعی می کند نگاهی به نحوة معیشت ساکنان این منطقه نیز داشته باشد. کمبود گندم و برداشت محصول فراوان خرما و صادر کردن آن به شهرهای دیگر بر بار شتران، در واقع بهانه ای است تا این بار فیلم به سراغ شتربان ها برود و ضمن گفت وگو با یکی از آن ها به حضور مفید این حیوان جان سخت در شرایط سخت جغرافیایی این منطقه نیز اشاره شود. احتمالا برای جلوة بیش تر بخشیدن به فضای مستند فیلم، در این بخش شاهد نماهایی هستیم که صدابردار و مسؤول بوم نیز در قاب دوربین دیده می شوند. بافندگی زنان به عنوان بخشی از تأمین معشیت زندگی و از رونق افتادن آن در سال های اخیر نکته ای دیگر است که در فیلم مورد توجه قرار گرفته است. در لحظات انتهایی فیلم، از زبان همسر استاد شایگان به نحوة آشنایی و ازدواج ایشان پرداخته می شود. به نظر می رسد عدم یکدستی در مضامین مورد استفاده در فیلم به گونه ای است که مانع ایجاد تمرکز در مخاطب می شود. اگر در تدوینی مجدد از حجم این مضامین کاسته شده و بر روی برخی موارد تأکید بیش تری صورت می گرفت؛ با اثر یکدست تری روبرو می شدیم. نمونة قابل ذکر همان مسألة کمبود آب در این شرایط کویری و سختی زندگی و ایستادگی انسان ها در برابر شداید طبیعی است. این نکته نیز باید مورد اشاره قرار گیرد که استفادة گسترده از نماهایی از فیلم های 8 میلی متری که به آن ها اشاره شد؛ تا حدی توانسته یک بافت تصویری مسلط در فیلم ایجاد کند که بافت همة فیلم ها و نوع پوشش آدم های غیر بومی در این فیلم ها و زیرنویسی که اشاره می کند و این که آثار در سال 1353 فیلم برداری شده اند، همه و همه در خدمت شرح تصویری این منطقة کم آب و خشک هستند که استفاده ای هوشمندانه محسوب می شوند. بار دیگر و در انتهای یادداشت حاضر شاید لازم بشود که تکرار کنیم که جذابیت در یک اثر مستند مسأله ای بنیادین است، حتی در آثاری مردم شناسانه که خود اثر در حکم یک شناسنامة تصویری و ضبط واقعیتی است که چه بسا چند سال دیگر اثری از آن باقی نماند. شاهپور عظیمی