۰
شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۳۰
پری کوچک غمگین

یادداشتی بر مستند « پریزاد » به کارگردانی مهدی ایمانی شهمیری

یادداشتی بر مستند « پریزاد » به کارگردانی مهدی ایمانی شهمیری
مستند با الگوی ساده و آشنایی شروع می‌شود و مخاطب را از همان نمای افتتاحیه در معرض روایت داستانی قرار می‌دهد که کنجکاوی‌برانگیز و همراه‌کننده است: زنی با لهجه‌ی محلی روایتگر قصه‌ای قدیمی‌ست درباره‌ی یک شخصیت افسانه‌ای، و هم‌زمان نماهایی از طبیعت زیبای کوهستان با پلان‌های متنوعی از بافت قالی و گلیم توسط زنان روستایی به هم آمیخته شده‌اند. دوربین بدون شتاب و تزلزل نظاره‌گر قاب‌هایی‌ست که هر یک بخشی از اطلاعات درباره‌ی محیط شکل‌گیری واقعه و آدم‌های ساکن این محیط را منتقل می‌کند. نماهای زیبا و کارشده‌ای که از قبل به‌دقت طراحی شده‌اند و با دوربین ثابت یا از طریق تراولینگ و حرکت‌های نرم و طولانی فیلم‌برداری شده‌اند. مستندساز از ظرفیت‌های زیبایی‌شناختی محیط به‌خوبی استفاده کرده و حتی در برخی نماها به نظر می‌رسد قاب‌های خارجی با نگرشی توریستی اجرا شده‌اند و زیبایی‌های طبیعت بکر را به رخ می‌کشند. در این‌جا هم صداهای محیطی اهمیت ویژه‌ای دارند و مستندساز سعی کرده بدون دستکاری محسوس در بافت صوتی اثر، حسی از فضای واقعی را به مخاطب منتقل کند. آمیختگی انسان و طبیعت در نماهای گندمزار و بیشه و علفزار و در صحنه‌های مربوط به انجام کارهای روزمره به‌خوبی برجسته شده است. در تدوین و چینش تصویرها نیز به گونه‌ای عمل شده که توازن میان انسان و طبیعت حفظ شود و شخصیت اصلی به عنوان تکه‌ای از طبیعت اطرافش به تصویر کشیده شود. در واقع اگر صدای روی تصویرها را حذف کنیم و راوی سکوت کند، عملاً قصه و موقعیتی شکل نمی‌گیرد و فقط مجموعه‌ای از تصویرهای معمولی به جا می‌ماند با موضوع زندگی در روستا و سخت‌کوشی مردان و زنان سالخورده‌ی روستایی در برابر دشواری‌های زندگی. حلقه‌ی اتصال این تصویرها، سخنان نسبتاً مفصلی است که به فارسی زیرنویس می‌شود و قرار است مایه‌های دراماتیک فیلم را منتقل کند، اما در بسیاری از دقایق، ساختار بصری مستند به آن‌چه روایت می‌شود و بر زبان شخصیت‌ها جاری است ربط مستقیمی ندارد و در نتیجه تصویرها حالتی تزئینی و مکمل پیدا می‌کنند، نه محمل‌هایی برای انتقال اطلاعات و تجسم مفاهیم مطرح‌شده در گفتار فیلم.
گشت و گذار دوربین در فضای خارجی و تعقیب پیرزنی که با لهجه‌ی محلی حرف می‌زند الگوی اصلی مستند را شکل داده است. در سراسر زمان فیلم کوشش روزمره‌اش در دل طبیعت روستا را می‌بینیم و در نماهای داخلی به فضای خانه و قاب‌های بسته و نماهای نزدیک از مراحل بافت پرداخته می‌شود. اما با وجود زیبایی محیط و تنوع زوایای دوربین، این الگو پس از چند دقیقه به چرخه‌ی تکرار می‌افتد و خسته‌کننده می‌شود. فیلم‌بردار با تغییر نقطه‌ی استقرار دوربین و تنوع بخشیدن به زاویه‌ها و استفاده از تکنیک‌های مختلف، می‌کوشد غنای بصری را بالا ببرد، ولی مشکل اصلی نه در جزئیات و نحوه‌ی اجرای نماها، که در انتخاب الگوی کلی است. از ابتدا تا انتهای فیلم به یک الگوی مشخص متکی است که مدام تکرار می‌شود. در طول فیلم با گسترش دامنه‌ی موضوعی یا تکامل موقعیت مواجه نیستیم و اوج و فرود خاصی هم به چشم نمی‌خورد. همه‌چیز روی یک خط ثابت پیش می‌رود.
مستند «پریزاد» رویکرد مثبتی به زندگی طبیعی دارد و کوشش و امیدواری انسان‌های مستقل را در قلب محیط روستایی ستایش می‌کند. از لحاظ اجرا و ساختار بصری هم کیفیت فیلم حرفه‌ای و قابل‌قبول است. اما چیزی در بطن فیلم گم شده که باعث می‌شود قصه و موقعیت محوری آن کشش لازم را برای به اوج رساندن روایت نداشته باشد و فیلم بدون فراز و فرود اثرگذاری که در ذهن مخاطب رسوب کند به پایان برسد.
 
شاهین شجری‌کهن
 
 
 
کد مطلب: 8323
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *