۰
جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۵۱
روياهاي يك آدم ِساده دل!

نقدی بر فيلم مستند « الشيخ ابا حاتم » ساخته‌ي سيد عدنان طاهري

نقدی بر فيلم مستند « الشيخ ابا حاتم » ساخته‌ي سيد عدنان طاهري
  مستند بلند «الشيخ ابا حاتم»، ساخته‌ي «سيد عدنان طاهري» با دستمايه قرار دادن حال و هواي روحي و نمايش رفتارهاي به ظاهر نامتعارف «اباحاتم»، يك آدم ساده دل جنوبي كه خود را شيخ ِ آبادي مي پندارد، تصويري بهلول وار از او ارايه مي دهد. همان شخصيت نام آشنايي كه در بسياري از فرهنگنامه ها از او به عنوان يكي از عقلاي سده‌ي دوم هجري و معاصر «هارون الرشيد» ياد كرده اند كه گويا كساني از جمله هارون و خلفاي ديگر نيز از او موعظه مي طلبيدند. كسي كه با هوشمندي هاي رندانه ي خود، درست در  هنگامي كه از سوي هارون احساس خطر مي كند، خود را به ديوانگي مي زند و در عين حال از هر فرصتي براي پند و اندرز به ديگران سود مي جويد. در فرهنگ لغات عربي از «بهلول» به معناي «شاد و شنگول»  ياد مي شود و در فارسي نيز از او با نام «بهلول دانا» و گاه نيز با عنوان «بهلول مجنون كوفي» ياد كرده اند.
اباحاتم كه با پوشيدن لباسي به نسبت فاخر، با دشداشه و عينك تيره از همان نخستين نماهاي اين مستند در فيلم ظاهر مي شود، با همراهي يك موسيقي شبه رزمي كه به نوعي اعلام آمادگي براي يك مبارزه‌ي جدي را به ذهن ما مي آورد، با احترام، سوار ماشيني مي شود و كمي بعد با حضور او در كوچه و بازار و ديدن احترام دسته جمعي اهالي  و سلام و عليك‌هاي گرم با او، در مي يابيم كه براي همه‌ي آن ها چهره‌يي آشناست. البته وجود نوعي مبالغه در همين سلام و عليك ها و لحن شوخ طبعانه ي بعضي از آدم ها، آشكارا مي توان دريافت كه بخشي از اين تعارفات را بايد به حساب نوعي شوخي و مزاح گذاشت.
درست از جايي كه در ميدان يك مسابقه‌ي اسب دواني، آدم هايي از مشكلات برگزاري اين مسابقه و نداشتن پشتيبان هاي مالي با او حرف مي زنند و او نيز قول هايي به آن ها مي دهد، اين حس در ذهن مخاطب فيلم جرقه مي زند كه نبايد با يك آدم خيلي خيلي جدي روبه رو باشد! در ادامه‌ی همين حس و حال مخاطب فيلم، جايي كه همه‌ي مشكلات يك آبادي كوچك از آب گرفتگي معابر در پي يك بارندگي شديد گرفته تا مشكل دفع بهداشتي فاضلاب و معضل بيكاري جوانان، براي او واگويه مي شود و او با گشاده رويي هرچه تمام تر، قول رسيدگي و حل همه‌ي اين مشكلات را مي‌دهد، تماشاگر اين مستند شبه «چهره نگار» سرگرم كننده، به خوبي در مي يابد كه به راستي با شخصيتي بهلول وار سروكار دارد كه در عين ساده دلي، دلسوزي هاي آشكاري نيز دارد، اما درست وقتي كه از تعمير هواپيما در آسمان حرف مي زند يا وقتي از تهيه‌ي گوشت 35 آهو و 12 شتر براي تدارك يك مهماني بزرگ حرف مي زند و به آدم هاي جمع شده در اطرافش مي‌گويد، شماره حساب بدهيد تا نفري يك ميليون تومان به حساب تان بريزم، ديگر ترديدي نداريم كه با آدمي ساده دل و مهربان سروكار داريم كه ممكن است از نگاه بسيار كسان – به ويژه جوان ترها- آدمي خلواره و ناقص عقل به حساب آيد!
با استفاده از امكاناتي چون فضاهاي مجازي و پيام رساني هاي كلامي و تصويري و دستكاري هاي ظريف عكس هاي او و نمايش تصاوير مشترك او با برخي از شخصيت هاي سياسي زنده و معاصر جهان از «جان كري» گرفته تا «بانكي مون» يا تعيين جايزه براي ترور اباحاتم از سوي اسراييل و ... براي طرفداران او كه مشتاق تماشاي اين تصاوير هستند، اسباب سرگرمي و خنده و نشاط فراهم مي شود!
 فيلم، با طراحي يك موقعيت تناقض نما، اباحاتم را در شرايطي قرار مي دهد كه براي ساختن خانه‌ي شخصي خودش – درحالي كه در شرايط بسيار نامساعدي در بيغوله‌يي زندگي مي‌كند- به راستي دچار مشكل مي شود و براي عقب نشيني و تخريب ديواري كه براي خانه‌ي جديدش احداث كرده است به او اخطاري جدي داده مي شود!
 بلند پروازي هاي خيالبافانه‌ي او را بايد به حساب خوشدلي و روحيات مهرورزانه‌ي او گذاشت. درست به خاطر همين روحيه است كه دلش مي خواهد يك برج 12 طبقه بسازد كه در طبقه ي دوازدهم آن خودش زندگي كند و 6 اتاق داشته باشد و يكي از اتاق ها مخصوص زن تهراني اش باشد و طبقه ي ديگر براي مهمان هاي خارجي و طبقه ي همكف هم براي اطعام فقرا و مستمندان باشد! در عين حال، از خلال همين حرف هاي به ظاهر شوخ طبعانه و طنز آميز او نيز گاه با پند و اندرزهاي بهلول وار رو به رو مي شويم. جايي كه از بدترين و سخت ترين كارهاي زندگي ياد مي كند، حرف او شنيدني است. او كاري مثل تخليه‌ي چاه را كاري سخت و دشوارمي داند اما دشوارتر از آن را، دراز كردن دست نياز به سوي ديگران مي پندارد. حرف حكيمانه‌يي كه آدمي را به ياد بيت معروف «صائب تبريزي» مي اندازد كه مي گويد:
 دست طلب چو پيش كسان مي‌كني دراز
پل بسته‌يي كه بگذري از آبروي خويش!
در فصل‌هاي پاياني اين مستند، او را در كنار يك دستشويي عمومي، كه گويا مسئوليت نگهداري و تميز كردن آن را برعهده دارد مي بينيم و در مي يابيم كه به آرزويش رسيده است و با پشتوانه‌ي همين كار سخت، دستش را جلوي ديگران دراز نكرده است! با اين همه، هنوز يكي از آرزوهايش به دست گرفتن دوساله‌ي اختيار اداره‌ي كل دنياست. كسي چه مي داند، شايد با حضور آدمي مثل «الشيخ اباحاتم» مردم به راستي حال و روز بهتري پيدا كنند!
        عزیزالله حاجی مشهدی
 
کد مطلب: 3274
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *