۰
جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۳
یک سوژه خاص فوتبالی و حماسی!

نقدی بر فیلم مستند « جام در آفساید » ساخته فرهاد درودگر

نقدی بر فیلم مستند  « جام در آفساید »  ساخته فرهاد درودگر
این مستند را می‏بینیم، به زبان حال امروزی، یاد بعضی از گزارش‏های تاریخچه‏ای برنامه نود می‏افتیم. یعنی به عنوان بیننده امروزی تجربه بصری ما با ساختار چنین برنامه‏هایی آشناست . جام ملت‏های آسیا در 1980 و نخستین روزهای جنگ، و ماجرای حضور تیم ملی فوتبال در این مسابقات در کویت و اتفاقات همزمان با آغاز جنگ، در این روایت برای ما تعریف شده است.
در این فیلم از زبان بعضی از فوتبالیست‏های عضو تیم ملی و همچنین همسرانشا ن، چگونگی حضور به تصویر کشیده شده است. خوبی این مستند در این است که تصاویر آرشیوی بسیار خوبی از تلویزیون ایران، تلویزیون کویت و سایر رسانه‏های آن روز دارد و ماجرای آن ایام را خیلی خوب بیان کرده است. از استرس‏های روانی حاکم شده بر بازیکنان، اطلاعات اندکی که از ایران داشتند، فضاسازی کویتی‏ها برای اینکه بتوانند بدین ترتیب ضعف فنی خودشان را پوشانده و با تضعیف روحیه حریف ایرانی قهرمان جام شوند، تصاویری که تلویزیون کویت و سایر رسانه‏های عرب پخش می‏کردند و بزرگنمایی رویدادهای جنگ، همراهی ساختار اداری و فنی بازی‏ها با کویتی‏ها، اخباری که از آسیب جنگ بر خانواده بازیکنان رسیده بود مانند شهادت برادر حسن روشن، همه اینها عناصر و جزئیات بیشتر این مستند را شکل داده است.
دردسترس بودن آرشیو کامل تصاویر تلویزیون‏ها، این اجازه را به سازنده اثر داده تا با تدوینی منطقی در پیامد یک متن تنظیمی خوب برای محاسبه زمان‏بندی دقیق هر بخش از رویداد، حس تنش را تا انتها انتقال دهد. ما به راحتی از این فوتبالیست به آن فوتبالیست، از صحنه امروزی خانواده آنان به فضای آن سال‏ها، به استادیوم، به هتل، به صدای پرحرارت گزارشگر بازی می‏رویم. در چنین وضعیتی که باید با تصاویر آرشیو بازی کنی و تنها فیلمبرداری تو، نشاندن بازیکنان با ظاهر امروزی بر روی صندلی و سخن گرفتن از آنان است، فقط باید به ریتم کافی انتقال حس رویداد توجه داشته باشی. شاید برای بیننده تلویزیون‏زده، که مشابه این نوع گزارش‏ها را بسیار مختصر دیده، زمان این گزارش کمی طولانی باشد ، اما برای ثبت رویداد و شاید روال داستانی دادن به آن برای ماندگاری، نیاز هست که این اندازه طویل شود. برخلاف بعضی مستندها که صدای روایتگر را روی تصویر می‏گذارند و بر تصویر تأکید بیشتری دارند، اینجا خود سخنگوی بخشی از روایت را هم می‏بینیم، یعنی فوتبالیست‏ها و همسران بعضی از آنان را داریم. حتی شاهد دیدن مصاحبه‏ای از مرحوم ناصر حجازی و همین‏طور تصویر و گفتار همسرش هستیم. این باعث می‏شود به نوعی بازماندگان رویداد گزینش شده برای مستندسازی را در روزگار امروزی ببینیم. چنین قیاس‏هایی برای بیننده جوان امروزی، می‏تواند جذابیت داشته باشد ، از این حیث که ذهنیت امروزی این چهره‏های عمدتا آشنا و فعال در فوتبال امروزی را دریابد.
برای ساخت چنین مستندهایی، ضرورتا باید امکان دسترسی به آرشیو باشد. همچنین خطی که روایت و تصاویر را بتوانند پشت سر هم ردیف کنند. سپس یافتن عناصری از رویداد برای رساندنشان به پای میز بیان خاطره، تنظیم زمان هر بخش از تصویر و هر آن چیزی که معمولا نیاز هست تا مشخص شود که   اندیشه مستندساز در پشت تولید این اثر بوده است. البته پیش از همه اینها، باید دید این سوژه را چه کسی طرح کرده و چگونه به مرحله تولید کشانده شده و چه میزان تصاویر آرشیوی برای انتخاب صحنه‏های مورد نظر وجود داشته است . هنگامی که می‏دانیم برای چنین رویداد آرشیوی و البته جذاب و کمتر طرح‏شده‏ای قرار است کار کنیم، تنها ایرادی که بیننده ممکن است بگیرد، به تعداد افرادی برمی‏گردد که در رویداد سخن گفته‏اند. می‏شد بیشتر از این دید و با تنوع و تحرک بیشتر دادن به صحنه‏ها، ریتم انتظار و هیجان را افزود. اما خب، برای همین سوژه نیز تا همین اندازه که صندوقچه تصاویر بازشده، باید سپاسگزار بود.

حسین سلطان محمدی
کد مطلب: 3241
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *