۰
چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۴۶

نقدی بر فیلم مستند « آلاله» ساخته فرشاد اکتسابی

نقدی بر فیلم مستند « آلاله» ساخته فرشاد اکتسابی
«آلاله» فیلمی چند بعدیست. فیلمی که به راحتی نمی توان درباره اش نوشت. نه به این خاطر که حرفها و اندیشه هایی که مطرح می کند مسایلی دشوارند، بل به این خاطر که متعددند و پرشمار. چه به واسطه تعدد ماجراها و آدمها و چه بواسطه تعدد منظرهایی که فیلم برابر تو می گشاید تا تو با گشودن هریک، شماری از پیام ها و رمز و رازهای فیلم را به تعبیر و تأویل بنشینی. منظرهایی چون بهداشت روانی، تربیت کودکان، نقش دوران کودکی در آینده کودک، دوران نوجوانی، اعتیاد و غیره.
آلاله زنی 45 ساله است که فیلم زندگی پر نشیب و فراز او را از دوران کودکی تا مرز 45 سالگی مرور می کند. پدر و مادر آلاله زمانی که او چهار سال بیشتر نداشته در پی مشاجرات ناشی از حضور زنی دیگر در زندگی پدر آلاله، از هم جدا می شوند. یک سال و نیم بعد، دوران آرام زندگی در خانه پدر بزرگ به پایان می رسد. با ازدواج مادر با مردی که ظاهراً می کوشد همه چیز خانواده و آلاله را تحت مراقبت و کنترل خود داشته و فضای خانه را عملاً به یک سربازخانه بدل سازد دور دیگری از ناملایمات در زندگی وی آغاز می شود. ناملایماتی که باعث می شود آلاله در رویکردی تنبیهی مدتی کوتاه را در خانه پدربزرگ بگذراند.چند سال می گذرد، آلاله حالا دوران نوجوانی را می گذراند. ارتباط با پسرانی که سر راه او قرار می گیرند آلاله را با فردی به نام مهرداد حاتمی آشنا می سازد. فردی معتاد که منزلش پاتوق معتادان است. خیلی زود و برخلاف تمایل مهرداد و اطرافیان، آلاله به دام اعتیاد می افتد. او تعریف می کند که چطور در این رابطه کلاس‌های دانشگاهش را – او دانشجوی رشته پرستاری است – با غیبت های طولانی ناشی از اعتیاد می گذراند. اطلاع مادر از این غیبت ها و پافشاری اش در مورد یک سره شدن این رابطه و ختم آن به ازدواج یا قطع ارتباط، آلاله را در مسیر یک ازدواج نامناسب و ناخواسته قرار می دهد. ازدواجی که به سنگین تر شدن اعتیاد او و در نهایت جدایی از مهرداد منجر می شود. ازدواجی که خاطره ضرب و شتم های خشونت آمیز مهرداد از آن، چون خاطره ای تلخ و سیاه ذهن آلاله را به خود مشغول می دارد.
«بابک» فرد دیگریست که آلاله در مسیری حرفه ای و کاری – عکاسی فیلم -  با وی آشنا می شود. رابطه ای که خیلی زود و قبل از منجر شدن به ازدواج با بروز اختلافات به هم می خورد و آلاله باقی می ماند و تعهد کارهای ناتمام و قرض هایی که او باید آنها را یک تنه بپردازد، موردی که وی از آن همچون سوءاستفاده ای غیر انسانی یاد می کند. بخصوص وقتی جریان ورشکستگی با یاری های یکی از کارگردانان شناخته شده سینمای ایران ختم بخیر شده و آلاله از زندان بیرون می آید. ولی بیکاری و تنهایی و تحویل ناگزیر دفتر، یک بار دیگر آلاله را در آغوش اعتیاد رها می سازد. پیشروی وی در این زمینه او را به فکر ترک می اندازد و سرانجام اراده می کند که دیگر سراغ مواد مخدر نرود. دورانی که اگر چه سخت می گذرد، ولی از آن باید همچون نقطه عطفی در زندگی او یاد کرد. نقطه عطفی چون آشنایی با کامران افراشته که اگر چه با او بیست سال اختلاف سن دارد، ولی ازدواج آنها را با شور و شوقی جدی پیش رو می نهد. کامران شخصی متمول ولی عاشق پیشه است و همین امر کانون گرم خانوادگی آنان را پس از چند سالی زندگی مشترک از هم می پاشاند، ولی کامران حتی پس از جدایی همواره چتر حمایت خود را بر سر آلاله می گستراند و چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ مسکن، امکاناتی در اختیار او قرار می دهد که زندگی وی را تا حدودی از تثبیتی چشمگیر برخوردار می سازد. امکاناتی که آلاله هزینه های روحی‌اش را در جدایی از کامران که سخت به او دلبسته و وابسته است، پرداخته است.
فرد دیگری که بر سر راه آلاله قرار می گیرد علی است. کارگردانی که آلاله در ارتباطی حرفه ای با او آشنا می شود، کامران که یک طبقه از ویلای خود را در اختیار آلاله قرار داده و او را در مالکیت آن نیز سهیم کرده است، می پذیرد که علی و آلاله آنجا با هم زندگی کنند. شکست مالی فیلمی که به پیشنهاد علی و با کارگردانی او و سرمایه گذاری آلاله و بی تعهدی های علی در پاسخ به نیازهای عاطفی وی از خود بروز می دهد، آلاله را تا مرز جنون پیش برده و در بحرانی روحی پس از تخریب وسایل خانه و ضرب و جرح کامران با چاقو، و اقدام مکرر به خودکشی، ناگزیر از بستری شدن در بیمارستانی روانی می سازد. پس از خروج از بیمارستان علی او را تنها گذاشته و می رود و آلاله باز تک و تنها باقی می ماند. با این تفاوت که همچنان از حمایت های کامران برخوردار است. کامرانی که حالا دیگر در او نه همچون همسر یا معشوقه که همچون یک فرزند می نگرد.
فیلم به پایان می رسد و ما می مانیم و زنجیره حوادث فیلم که نسبت به آینده آلاله بیمناکمان می سازد.
فیلم از بیانی تصویری، پرداختی سینمایی و نظم و استحکام ساختاری چشمگیری برخودار است. روند موزون رویدادهای فیلم که بر بستری از پیرنگی قوی بنا شده و با ضرباهنگی سنجیده پیش می روند، همه و همه از آلاله فیلمی جذاب و دیدنی ساخته اند که از دیدگاه های مختلف قابل تفسیر و تأویل است.
آنچه در این میان بیش از هر چیز دیگری بر جذابیت فیلم افزوده است بیان تصویری فیلم است. بیانی زیبا و موثر که به خوبی تکه های منفرد مصاحبه را با تصاویری بازسازی شده، به هم پیوند می دهد. نشانه ای چون کیسه ای پلاستیکی که بین دو خط موازی جوی آب در آغاز فیلم تصویر شده و بر خود، گفته ی مادر آلاله را دارد که گفته است: «هرکس بخواهد بین من و شوهرم فاصله بیاندازد او را حتی اگر اولادم هم باشد از میان برمی دارم». در پلان‌های بعدی همین صحنه شاهد آن هستیم که با عبور اتومبیلی کیسه پلاستیکی حرکت کرده و از کادر خارج می شود.
در آغاز وقتی آلاله به دیدن خانه دوران کودکی‌اش رفته است، همه جا او را بر پس زمینه ای از یک دیوار سیمانی می بینیم نشانه هایی از این دست که در مجموع بیان تصویری فیلم را سامان می دهند، بر جذابیت فیلم افزوده است. نشانه هایی که اکتسابی از آن در شخصیت پردازی فیلم نیز به خوبی سود می جوید. به عنوان نمونه می توان به شخصیت کامران اشاره کرد که برخلاف شخصیت های دیگر فیلم که به صورتی خنثی تصویر شده اند، غالبا در فیلم در حال پرورش گل و هرس شاخه های خشکیده تصویر می شود.
«آلاله» از شروع و پایانی قوی برخوردار است. در شروع فیلم روی سیاهی صداهایی از مشاجره و تنشی گوشخراش می شنویم که با صدای جیغ و داد همراه است و از تلاطمی درونی و خانوادگی خبر می دهد، متعاقب آن صدای آلاله را داریم که بخشی از بحران روحی انتهای فیلم را برای ما بازگو می کند. آلاله در این بخش از آدم های ناشناسی می گوید که او را احاطه کرده اند و او با چاقو به آنها حمله کرده و از جسد مردی در خون طپیده می گوید که در گوشه ای افتاده است. تصویر از تاریکی به جسدی قطع می شود که در هوا شناور است و از فضایی کابوسگون برای ما حکایت دارد. فیلم با تعلیقی مؤثر که اکتسابی آن را در ضرباهنگی سنجیده تا به آخر حفظ کرده و پیش می برد، آغاز می شود.
صحنه پایانی فیلم که با تکرار یکی از موتیف های فیلم – کیک تولد 45 سالگی آلاله – همراه است، صحبتی از او را در خود دارد که مضمون آن امید به آینده است. عبارتی که از امید به تولدی دیگر می گوید: «پنجاه و چهار سال گذشت، ولی هنوز چیزی تموم نشده». امیدی که در پی سیاهی و تباهی های بسیاری که در فیلم دیده شده، دریچه ای به نور و روشنایی می گشاید.
ترکیب موزون صحنه های بازسازی شده در لابه‌لای صحبت هایی که دوستان و اطرافیان آلاله مطرح می کنند نیز بر جذابیت فیلم افزوده است. ترکیب موزونی که به دقت طراحی و اجرا شده است. اگر چه در این میان نمی توان از رویکرد ناموفق اکتسابی در استفاده از صحنه های مختلف فیلم‌های فارسی سخن نگفت. رویکردی که به شدت صمیمیت فیلم را خدشه دار کرده و بر روایت مؤثر آن رنگی از تصنع زده است.
اکتسابی می کوشد خط اطلاعاتی فیلمش کامل باشد، ولی به رغم تلاش های او، از آنجا که برخی از شخصیت های ماجرا به شرکت در فیلم رضایت نمی دهند، فیلم بخش های قابل توجهی از زندگی آلاله را در محاق ابهام قرار داده و فیلم را به سوی فیلمی با نگاهی تقریبا یک جانبه سوق می دهد. نگاهی که به مظلومیت آلاله می انجامد و مخاطب را به همدلی با او سمت و سو می بخشد. حال آن که می بایست فیلم راهی نیز به نقد آلاله هم بگشاید و نقش او در رخدادهایی که بر او رفته را بازنماید.
اکتسابی می کوشد برخی از شخصیت ها را متقاعد سازد که اگر خود در فیلم حضور نمی یابند، ولی یک نفر را در فیلم به عنوان نماینده خود معرفی سازند تا ناگفته های فیلم نیز از زبان آنها مطرح شود. حضور محمد خراط زاده به عنوان دوست نزدیک علی در این میان مصداقی از این مورد محسوب می شود. این تلاش اکتسابی در فیلم که از دقت او در گزینش خرده روایت های فیلم و شخصیت هایی با عمق قابل توجهی از اشرافشان بر زندگی آلاله حکایت دارد، از تلاشی می گوید که قصد دارد روایت کامل‌تری از زندگی آلاله به دست دهد، ولی غیبت شخصیت های مهمی چون پدر، مادر، ناپدری و خواهر آلاله از یک سو و علی از سویی دیگر گستردگی این پژوهش انسانی، اجتماعی را با محدودیت روبرو ساخته و از اعتبار نتایج مترتب بر آن می کاهند. استنتاجی تا مخاطب به مدد آن بتواند یافته هایش را در رویکردی اجتماعی تعمیم بخشیده و دیدن فیلم را به تجربه ای اجتماعی بدل سازد.
با تمام این اوصاف باید حضور «آلاله» را در سینما حقیقت، رویداد مبارکی برای جشنواره تلقی کرد. رویدادی که بی تردید استقبال چشمگیر مخاطبان،گواه میمنت آن خواهد بود.
 
             
همایون امامی
             
 
کد مطلب: 3189
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *