۰
دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۰

فراتر از يك مستند جستجوگر

نقد سحر عصرآزاد بر فیلم مستند « در جستجوي فريده » ساخته كوروش عطايي و آزاده موسوي
فراتر از يك مستند جستجوگر
مستند «در جستجوي فريده» قصه زني است كه به دنبال هويت گمشده خود، مرزها را درمي نوردد و در انتها فراتر از هويت فردي؛ رجعتي به ريشه ها و تكه هاي گمشده وجودش دارد.
كوروش عطايي و آزاده موسوي را با مستند خوش ساخت «از ايران يك جدايي» در ذهن داريم كه روايتي جذاب از موفقيت جهاني «جدايي نادر از سيمين» بود و اين ويژگي مهم را داشت كه زير سايه فيلم بزرگ فرهادي باقي نماند بلكه يك خاطره جمعي را به شكلي جذاب به ثبت رساند.
«در جستجوي فريده» هم در اين ويژگي جذابيت را كه از نوع نگاه اين دو فيلمساز جوان نشأت مي گيرد، به همراه دارد. يك روايت جستجوگرانه گرم و پويا و همراهي برانگيز كه واقعيت را آنچنان با تكيه بر نقاط اوج و فرود دراماتيك بالقوه، جذاب به تصوير مي كشد كه خوشايندتر از يك فيلم داستاني است.
قطعاً دست نهادن بر اين سوژه در ميان كيس‌هاي مختلفي كه به دنبال جستجوي هويت گمشده خود هستند، برآمده از درك درستي است كه فيلمسازان از همراستا شدن قصه زندگي فريده با دغدغه ها و نگاه و سبك فيلمسازي خود داشته اند. سبكي كه جذابيت بالقوه سوژه براي جذب و همراهي مخاطب، حرف اول را در آن مي زند و البته نگاه فرامرزي به مخاطب نيز از ويژگي هاي مهم است.
وقتي اين دو مولفه در كنار نگاه تخصصي اين دو فيلمساز به مستندسازي قرار مي گيرد، حاصل كار فيلمي خوش ساخت و گرم از همراهي با سوژه اي است كه جزئي نگري زنانه او به عنوان يك ويژگي شخصيت پردازانه به خود فيلم هم پيوند خورده است.
فريده زني 40 ساله است كه همه سال هاي عمرش را با خلأ هويتي گذرانده و حالا با غلبه بر ترس هايش براي مواجهه با ناشناخته ها، سفري را آغاز مي كند كه محدود نمي شود به سفر از خاك هلند به ايران. او سفر ناخواسته اش را از همان 6 ماهگي كه در حرم امام رضا (ع) رها شده، آغاز كرده و با سفر از مشهد به شيرخوارگاه تهران و پس از آن فرزندخواندگي خانواده هلندي كونينگ و سكونت در آمستردام؛ كه همگي از اختيار او خارج بوده، يك روح ناآرام را در درون خود پرورانده كه نهايتاً او را واداشته يك بار براي هميشه سفري را با اراده شخصي در پيش بگيرد به سوي ريشه هايش.
از اين وجه مي توان گفت فريده يك كيس منحصر به فرد و دراماتيك بالقوه است كه درك درست از اين ويژگي، باعث شده فيلمسازان به زبان و بياني بي پيرايه براي به تصوير كشيدن دنياي او و روح ناآرام و جستجوگرش برسند.
به همين دليل مي توان مدعي شد «در جستجوي فريده» از معدود مستندهاي جستجوگري است كه اين ويژگي را نه به عنوان يك سبك بيروني و الحاقي بلكه به عنوان يك ويژگي ذاتي از سوژه محوري خود وام گرفته و آن را بر بستري روان قرار داده تا جاري شود و پيش برود. فيلم شروع و پايان به هم پيوسته و معناداري دارد كه به نوعي با پيوند به يكديگر، حلقه زندگي فريده را تكميل مي كنند؛ زني كه با كشف گذشته و ريشه هايش؛ نه لزوماً هويت فردي، به جهان اطرافش واكنش نشان مي دهد ولو با جارو كردن برگ هاي خشك حياط و ... اين عصاره فيلم و عصاره حيات است؛ زندگي ادامه دارد.
هرچند كاراكتر فريده در مقطع تك افتادگي از هويت و گذشته اش نيز به واسطه كارهايي كه انجام داده؛ مثل مددكاري و سر زدن به مراكز نگهداري ناتوانان و ... به نوعي تعامل مثبت خود را با جهان اطرافش؛ هرچند غريبه به اثبات رسانده، اما چگونه است كه اين طبع گرم و روح ناآرام نتوانسته با پدر و مادر و برادر هلندي به تعامل تنگاتنگ برسد؟
پاسخ اين سوال را مي توان به خوبي در سكانس غذا خوردن خانواده دور يك ميز درك كرد؛ سردي كه چه بسا نتوان بابت آن كسي را مقصر دانست اما در تضاد با طبع گرم شرقي و روحيه شكننده فريده، او را بدون مرهم با اشك هايش تنها مي گذارد.
آغاز اين سفر نمادين در فيلم، سرآغازي است بر بازسازي خاطره هاي فريده از گذشته و مواجهه او با زادگاهش كه درباره آن تنها عكس هايي ديده و چيزهايي شنيده است. مواجهه اي كه همه داشته هاي اين زن را به چالش مي كشد تا در يكي از شهرهاي مذهبي ايران؛ مشهد با سه خانواده اي مواجه شود كه ممكن است گمشده هاي يكديگر باشند. فيلمسازان با هوشمندي تلاش كرده اند با حذف هر آنچه اين مواجهه و رويارويي بيروني و دروني را خدشه دار مي كند، مخاطب را با بطن اين موقعيت دراماتيك مواجه و تا جاي ممكن حضور خود را كمرنگ كنند تا درامِ واقعيت، پيشبرنده باشد.
اين چنين است كه با تماشاي «در جستجوي فريده» با چيزي فراتر از جستجوي يك هويت گمشده مواجه هستيم، ما در اين فيلم در عين رجعت فريده به ريشه هايش، به نوعي در حال بازخواني دوباره خودمان، تاريخ چهل سال گذشته و داشته هاي امروزمان هستيم و رسيدن به اين مهم در دل مستندي جستجوگر، دستاورد مهمي است.
 
کد مطلب: 3387
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *