هشتمین شماره فصلنامه «سینماحقیقت» منتشر شد
زمان برگزاری دهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» اعلام شد
سکانس پایانی سینماحقیقت 9
برگزیدگان نهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» معرفی شدند
تندیس فیروزه «سینماحقیقت» به مستند «فصل هرس» رسید
 
 
 
 
 
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۰۸
نقد مرجان گلستانی بر فیلم مستند «خون بازی» ساخته مصطفی شیری

ضربه آخر

«خون بازی» پدیده ی نوظهوری است، نوعی بازی و تمهیدی به ظاهر ساده برای تجربه ای که بی تردید ماورایی نمی نماید، هر چه هست از جنسی مادون است و این بار مصطفی شیریِ مستند ساز، عنوان بازی نسل جدید را بر فیلم اش قرار داده
ضربه آخر
 
هرچند که در اولین کلمات شکل گرفته بر پرده، ما را می برد به دنیای بیماری ای عجیب که خون بازی، تنها می تواند یکی از راه های شروع اش باشد. بیماری عفونی که سال هاست پژوهش های ژنتیکی پزشکی مدرن، هم، از درمان آن عاجز مانده. نقصی در دستگاه ایمنی بدن، سندرم نقص ایمنی اکتسابی. اسمش هم هراس آور است؛ ایدز.
شیری در این فیلم سراغ شهر پر تردد استان خراسان رضوی رفته: مشهد. به گواه جامعه آماری فیلم، مشهد این روزها بالاترین آمار مبتلایان به ایدز را دارد. این مستند ساز در زمانی کوتاه با تصاویری سیاه و سفید، راوی گوشه هایی از زندگی زوج هایی است گرفتار و در بند. دربندِ بیماری، در بندِ زندان و در بندِ ... . از همان لحظات آغازین فیلم، با اکبر همراه می شویم؛ اکبر و بانو. روایت شیری از «خون بازی» نقب می زند به دل شهر، به ویرانه های اطراف شهر تا زندان وکیل آباد مشهد.
فیلم «خون بازی» بی هیچ گزافه گویی، با چند شخصیت همراه شده و آنچه زندگی آنان را سخت، دستخوش تغییر کرده با تصاویری مستند و گاه تلخ، بر مخاطب آشکار می نماید. هم او که در خلال تزریق داروی انرژی زا در مسابقات استانی گرفتار شده و اقدام به خودکشی هایش، نافرجام و بی ثمر مانده تا علی، که خود نیز به روشنی نمی داند از کِی و کجا، پذیرای این نقص اکتسابی شده. دوربین شیری، ما را به منطقه زاغه نشین شهرک علی آباد مشهد می برد که اعتیاد کمترین درد ساکنین آنجاست و شاید بالاترین لذت زندگی شان. مردان و زنانی بی سرپناه که اعتیاد جدایشان کرده از شهر، از مردم و از جایی شبیه خانه.
مهمترین دستاورد «خون بازی»، به گمان من، تلنگری است گزنده که شیری هوشمندانه و در خلال تصاویر، گفته ها و نوشته هایی کوتاه، به مخاطب می زند. بی تردید ایجاز «خون بازی»، انتخابی دقیق و بجاست برای فیلمی در باب ایدز؛ فیلمساز آگاهانه و بی هیچ، پرگوییِ آزارنده سراغ اصل مطلب می رود و به خواست او، با اکبر، علی و محمد همراه می شویم.
در دنیای امروز که تعاریف در پسِ پست مدرنیسم ولو ناخواسته، شکل و جهتی دیگر گونه یافته، تماشای «خون بازی» به خواندن داستان کوتاهی می ماند که در یک نشست خوانده می شود و به عمق جان می نشنید. مصطفی شیری که ساخت مستندهای موفقی را در کارنامه حرفه ای ش به ثبت رسانده، این بار نیز فیلمی درخور ساخته بی آنکه هیچ مرعوب گستره ی تحقیقات، مبتلایان، دورنما و حتی جهت گیری های احتمالی شود. «خون بازی» دور می ماند از هر قضاوتی، پیش می رود و در زمانی کوتاه، آنچه گفتنی است، باز می گوید و هر چه هست، پس از تماشای فیلم، دغدغه ای است که شیری فقط بذرش را در ذهن مخاطب کاشته. روند فیلمسازی مستند در این سال ها چنان زنده و پویا، راه پیموده که شاید تا سال ها نتوان آن را در تعریفی، قالبی، چارچوبی جای داد، پیش می رود بی هیچ حد و مرزی. اما شاید «خون بازی» را بتوان یکی از آثار موفق این ژانر قلمداد کرد که جز به تصویر کشیدن عصاره ی پژوهشی ژرف بر موضوعی چند وجهی و پیچیده، مسیر دیگری را دنبال نمی کند، مستندات را به تصویر می کشد و از هزارتوی بی پایان حقیقت، لایه هایی را نشان مان می دهد. به جای پیش گرفتن دیدگاهی پند گونه و بررسی روش های پیشگیری، درمان و مواجهه با یکی از پدیده های نه چندان جذاب سال های اخیر، مجال مان می دهد برای از سر گذراندن تجربه ای ولو کوتاه اما تکان دهنده.
عنوان فیلم، نقطه قوتی است، اشاره کوتاه و گذرای یکی از شخصیت ها، کافی است که آَشنای مان کند با سرگرمی مرسوم هم نسلان مان. فرقی نمی کند، «خون بازی» برای مان عنوانی تکراری باشد یا پیش از این، هرگز، به گوش مان هم نخورده باشد. بازی با خون، بی هیچ مواد و دارویی، جز سرنگی که بین هم بازی ها دست به دست می شود برای ورود و خروج خون، از رگ. بازی ای اعتیادآور که گه گاه پذیرای بیماری ای می شود که زندگی را برای مبتلایان اش، بس دشوار می کند.
دقایق پایانی «خون بازیِ» مصطفی شیری، پر می شود از گفته های عجیب و باورنکردنی اکبر و بلافاصله نهیب مان می زند که حرف های او همان قدر باور نکردنی است که نباید باورشان کرد. القائاتی است دروغین که یارای کتمان حقیقت را ندارد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان خانه سینما
 
 
 
کد مطلب: 1486